چهار انگیزه اصلی پوشاک و نقش آن در زندگی انسان

علی­رغمِ تصورِ غالب در مورد پوشاک و نقش آن در زندگی انسان به عنوان یکی از نیازهای اولیه، شواهدی در برخی نقاط جهان حاکی از رد این باور است. به گونه­ای که در این مناطق نبودِ استفاده از لباس نشان می­دهد که این امر ضرورتی برای بقا محسوب نمی­شود.

به طور کلی روانشناسان و جامعه­شناسان چهار انگیزه اصلی را برای پوشیدنِ لباس در نظر گرفته­اند که این موارد عبارتند از نمایش جایگاه فردی و اجتماعی به واسطه لباس، حیا، محافظت از بدن و تمایل به تزیین. در این میان تمایل به تزیین به عنوان اصلی­ترین انگیزه انسان شناسایی شده که همواره در جوامعِ متفاوتِ انسانی عمومیت داشته و دارد.

در اکثر فرهنگ­ها لباس به منزله تظاهری از نمایش جایگاه فردی و اجتماعی در نظر گرفته­شده­است اما این نوع کاربردِ لباس ابتدایی نبوده و احتمالا به مرور زمان و بعد از ظهور اولین لباس­ها در فرهنگ بشری روز پیدا کرده­است.

مقوله حیا نیز به گونه­ایست که از جامعه­ای به جامعه دیگر تفاوت می­کند به طوری که ممکن است آنچه در قسمتی از جهان با عنوان حیا شناخته شود در مکانی دیگر از جهان و یا اساسا در زمانی دیگر بی­حیایی محسوب گردد. حیا نیز به مانند منزلت از جمله دلایلِ لباس پوشیدن بوده که بعد از استفاده گسترده از پوشاک به وجود آمده­است.

سومین مورد از چهار انگیزه پوشاک و نقش آن در زندگی انسان محافظت است، در این امر پوشش به عنوان محافظِ انسان در برابر خطرات طبیعی و ماوراءالطبیعه پیشنهاد شده از جمله قدیمی­ترین دلایل پوشش در طول تاریخ بشریت به حساب می­آید.

به عبارت دیگر پوشش به مثابه محافظی در برابر ناملایمت­های اقلیمی همچون سرما و گرما و آسیب­های ناشی از محیط اطراف بوده از این رو ضرورتی برای بقا در نظر گرفته­شده­است.

به عنوان مثال پوشش باستانی loincloth به مانند پیش­بندی محافظِ اندام­های جنسی زنان و مردان بوده و به مرور منتج به دامن­ها و شلوارهای امروزی گردیده­است.

نوع دیگر از محافظت در حیطه ماوراءالطبیعه قرار می­گرفته در این زمینه لباس به عنوان حافظِ روح بشر از برخی خطرات اهریمنی و غیرزمینی کاربرد داشته­است. لباس­هایی با انواع نقوش از نمادهای شانس، طلسم و ادعیه از این دسته­اند.

با وجودِ شناسایی حفاظت به عنوان انگیزه­ای اصلی، این میل به تزیین است که در طول تاریخ ابتدایی­ترین دلیل پوشش محسوب شده­است زیرا اگرچه استفاده از لباس به عنوان محافظی در برابر ارواح و شیاطین همگانی نیست ولی تزیین در میان انسان­ها متداول است. شاهد این مدعا حضور فرهنگ­هایی­ست که در آن لباس به عنوان پوشش نقشی نداشته و در مقابل نمی­توان فرهنگی را یافت که فاقد تزیینات بوده باشد.

از این رو نتیجه منطقی اینست که تزیین به خودیِ خود عملکردی انسانی­ست به­طوری­که زیربنایِ سایر فعالیت­های بشری را تشکیل می­دهد.

لطفا به دوستاتون به اشتراک بگذارید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *